بازارهای مالی یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر اقتصادی است. باب فارل (Bob Farrell) چندین دهه سرپرست بخش تحقیقات مؤسسه مریل لینچ (Merrill Lynch) بود. او در این مدت به یکی از برجسته‌ترین تحلیلگران بازار، در وال استریت مبدل شد. بینش عمیق او در زمینه تحلیل تکنیکال و سمت و سوی کلان بازار، از مهم‌ترین توانایی‌های او به شمار می‌رود که بعدها تحت عنوان “۱۰ قانون بازار که همیشه باید به خاطر داشت” منتشر و به طور گسترده ای در سراسر جهان توزیع شد و به شدت مورد استقبال قرار گرفت. بیایید این قوانین همیشگی را مرور کرده و ببینم ۱۰ قانون باب فارل، چگونه می‌توانند شما را در کسب بازده‌های بیشتر یاری دهند.

قانون اول: بازارها در طول زمان به سطح میانگینشان باز می‌گردند.

شاید این حرف بیش از حد خوش‌بینانه یا بدبینانه باشد، اما بازارهای مالی به تدریج به سطوح میانگین بلندمدت و معقول خود می‌رسند. درسی که این جمله به سرمایه‌گذاران حقیقی می‌دهد این است که: برنامه‌ریزی کنید و به آن پای‌بند باشید.

بازارهای مالی

قانون دوم: افراط در یک جهت منجر به بروز افراط در جهت دیگر خواهد شد.

بازارهای مالی مانند آونگ حرکت می‌کنند. در حرکت آونگی، هرچه قدر آونگ بیشتر به سمت چپ رود، موقع بازگشت شتابش افزایش می‌یابد و بیشتر به سمت راست می‌رود.  بازارهایی که یک دفعه بیش از حد رشد (افت) می‌کنند، یک دفعه هم افت (صعود) خواهند کرد. ترس موجب طمع و طمع موجب ترس می‌شود. سرمایه‌گذاران هشیار در این موارد  محتاطانه و با صبر و حوصله رفتار می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که چگونه با اقدامات سنجیده، از سرمایه‌شان محافظت کنند.

بازارهای مالی

قانون سوم: افراط هرگز دائمی نیست.

حتی موفق‌ترین سرمایه‌گذاران، هنگامی که شرایط بر وفق مرادشان است، ناخودآگاه دوست دارند فکر کنند که سودها نامحدود و همیشگی هستند اما در حقیقت این طور نیست. طبق قوانین اول و دوم، بازارهای مالی خاصیت بازگشت به میانگین دارند.

بازارهای مالی

قانون چهارم: اصلاحات بازارهای مالی سریع‌تر از حد انتظار شماست.

اصلاحات (تغییرات قیمت در جهت عکس روند قبلی) در بازارهای پرنوسان به سرعت انجام می‌شود، به همین دلیل سرمایه‌گذاران نمی‌توانند سر فرصت و با آرامش در مورد حرکت بعدی خود فکر کنند. بنابراین هنگام انجام معاملات در  بازارهای پرنوسان، سریع و قاطع باشید و برای جلوگیری از واکنش‌های هیجانی و احساسی، همواره از گزینه توقف در دستورات معاملاتی خود استفاده کنید.

بازارهای مالی

قانون پنجم: اکثریت در بالاترین و اقلیت در پایین‌ترین قیمت‌ها خرید می‌کنند.

یک سرمایه‌گذار معمولی مثل جان کیو (John Q)، روزنامه‌ها را می‌خواند، برنامه‌های تلویزیونی مرتبط با بازار را تماشا می‌کند و اخباری که می‌بیند و می‌شنود را باور می‌کند. معمولاً هنگامی که مطبوعات مالی حرکت صعودی یا نزولی قیمت را گزارش می‌کنند، آن حرکت به پایان رسیده و اغلب قیمت‌ها در حال بازگشت به وضعیت نرمال خود هستند و این دقیقاً همان زمانی است که جان کیو، اقدام به خرید (در بالاترین قیمت) یا فروش (در پایین‌ترین قیمت) می‌کند.

بازارهای مالی

قانون ششم: ترس و طمع قدرتمندتر از تصمیمات و اهداف بلندمدت هستند.

احساسات انسانی شاید بزرگترین دشمن یک سرمایه‌گذاری موفق باشند. صرف نظر از این که شما یک سرمایه‌گذار بلندمدت یا یک معامله‌گر روزانه هستید، عامل اصلی کسب سود، بی‌شک داشتن یک رویکرد منظم و برنامه‌ریزی شده در انجام معاملات است. شما باید برای هر معامله‌ای که انجام می‌دهید، یک برنامه معاملاتی داشته باشید. باید دقیقاً بدانید که، چه در شرایط صعودی و چه در شرایط نزولی، در چه سطحی از قیمت حاضر به فروش سهمتان هستید.

بازارهای مالی

قانون هفتم: بازارهای مالی بزرگ، قدرتمندترین و بازارهایی که تنها به تعداد انگشت شماری از سهم‌های اسم و رسم‌دار محدودند، ضعیف‌ترین هستند.

وسعت (عرض) بازار مهم است. در مسابقه رالی که در یک مسیر باریک برگزار می‌شود، تعداد شرکت‌کنندگان محدود و احتمال شکست بالاتر از حد متوسط است. در کورس قیمت، اگر مسیر تنها در اختیار شرکت‌های بزرگ باشد، ادامه رقابت در بازار، برای سایرین امکان‌پذیر نیست. حضور شرکت‌های کوچک و متوسط به مسابقه اعتبار می‌دهد. بازاری که در آن امکان رقابت برای همه مهیاست، بسیار قدرتمند بوده و احتمال کسب سود در آن بیشتر است.

بازارهای مالی

قانون هشتم: بازارهای خرسی (نزولی) سه مرحله دارند: افت شدید و ناگهانی، بازگشت واکنشی و یک روند نزولی بنیادی و بلندمدت.

کارشناسان بازار، الگوهای رایج در بازارهای خرسی (نزولی) و گاوی (صعودی) را پیدا کرده‌اند. الگوی معمول در بازارهای خرسی متشکل از سه مرحله است. بازار خرسی اغلب با یک افت شدید و ناگهانی آغاز می‌شود. پس از این افت، شاهد یک حرکت روبه بالای مختصر هستیم که بخشی از روند نزولی قبلی را جبران می‌کند. سپس روند نزولی دوباره ادامه می‌یابد اما با سرعت کم‌تر و منطقی‌تر. همچنین عمر این روند نزولی معمولاً زیاد است. به طور کلی در این مرحله یأس و نامیدی بر بازار حاکم می‌شود.

بازارهای مالی

قانون نهم: وقتی همه کارشناسان و پیش‌بینی‌ها متفق‌القول یک چیز را تأیید کنند، آن گاه چیز دیگری اتفاق خواهد افتاد.

اظهارنظرهای بیش از حد نویسندگان روزنامه‌ها و تحلیلگران درباره روند صعودی، حکم زنگ خطر را دارند. به زبان ساده این استراتژی بیان می‌کند که برای کسب سود، باید خودتان را از دیگران جدا کرده و تافته جدا بافته شوید. یعنی سرمایه‌گذاران باید به فکر خرید سهمی باشند که هیچ کس طالب آن نیست و تمامی اخبار مربوط به آن سهم، منفی است. برعکس، سرمایه‌گذاران باید به فکر فروش سهمی باشند که همه خواهان آن هستند و تمامی اخبار مربوط به آن سهم، مثبت است. این سحر و جادو نیست. اگر همه مایل به داشتن سهم خاصی باشند و هرکس که قصد خرید سهم را دارد آن سهم را واقعاً خریداری کند، دیگر هیچ خریداری باقی نمی‌ماند. در این شرایط قیمت‌ها کاهش می‌یابند و بازار بر می‌گردد.

بازارهای مالی

قانون دهم: بازارهای گاوی جذاب‌تر از بازارهای خرسی هستند.

این قانون در مورد اکثر سرمایه‌گذاران درست است به جز سرمایه‌گذارانی که اقدام به فروش استقراضی می‌کنند.

بازارهای مالی

نتیجه‌گیری

مانند سایر قوانین حاکم بر بازار، قوانین ۱۰ گانه باب فارل نیز استثناهایی دارند اما در مجموع این قوانین به سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند تا با شناخت بازار و غلبه بر احساسات انسانی، تا حدودی از فراز و نشیب‌های بازار در امان بمانند. آگاهی از این قوانین، مانع از این می‌شود که معامله‌گران خریدهایشان را در سقف قیمت و فروش‌هایشان را در کف قیمت انجام دهند.