سهام روبه فنا

تنها تعداد کمی از مردم می توانند نشانه های اولیه یک شرکت در معرض نابودی را تشخیص دهند. آیا شرکت های ورلد کام (World Com) و انرون (Enron) را به خاطر دارید؟ تا همین چند وقت پیش، ارزش این شرکت ها صد ها هزار دلار بود اما امروزه  حتی وجود خارجی هم نداشته و نابود شده اند. فرو پاشی این شرکت ها برای اکثر مردم دنیا از جمله سرمایه گذاران آن ها، بسیار غیر منتظره بود. حتی بسیاری از سهام داران عمده که در داخل شرکت نفوذ داشتند نیز گرفتار شدند. حال سؤال این است که آیا راهی وجود دارد که بتوان شرکت های در معرض سقوط و نابودی را تشخیص داد؟ پاسخ مثبت است. در این جا به شما می گوییم که چگونه می توان این کار را انجام داد.

جریانات نقدی منفی

جریانات نقدی، حکم شیشه عمر یک شرکت را دارند. سرمایه گذارانی که جریانات نقد شرکت را زیر نظر دارند می توانند از بی ارزش شدن سهامشان جلوگیری کنند.  وقیتی در یک شرکت جریانات نقدی خروجی بیشتر از جریانات نقدی ورودی شود، جریانات نقدی آن شرکت منفی می شود. اگر این حالت به مدت طولانی ادامه یابد، به احتمال زیاد شرکت با مشکل کمبود وجه نقد مواجه است. در این شرایط اگر از جانب سهام داران یا وام دهندگان، سرمایه جدیدی به شرکت تزریق نشود، شرکت در آستانه ورشکستگی قرار می گیرد.

بالا بودن نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

بازپرداخت بهره، جریانات نقدی شرکت را تحت فشار قرار می دهد و این فشار در مورد شرکت هایی که استطاعت مالی کافی دارند، مضاعف خواهد بود. با توجه به این که ریسک نکول این شرکت ها بیشتر است، پس باید بهره بیشتری را بپردازند تا بتوانند نظر وام دهندگان را جلب کنند. همین امر موجب افت بازدهی آن ها خواهد شد. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E)، معیار مناسبی برای اندازه گیری ریسک ورشکستگی است. این نسبت مجموع بدهی های یک شرکت (اعم از بلند مدت و کوتاه مدت) را نسبت به حقوق صاحبان سهام آن می سنجد. در واقع این نسبت بیان گر آن است که شرکت به ازای یک دلار حقوق صاحبان سهام، چند ریال بدهی دارد. شرکت هایی که نسبت D/E آن ها ۰٫۵ یا بیشتر است را باید با دقت بیشتری بررسی کرد.

نسبت پوشش هزینه بهره

نسبت D/E همه چیز را بیان نمی کند. بهتر است نسبت پوشش هزینه بهره را نیز بررسی کنید. این نسبت از تقسیم سود قبل از کسر بهره و مالیات (EBIT) بر هزینه بهره به دست می آید. به عنوان مثال نسبت D/E شرکتی ۰٫۷۵ و نسبت پوشش هزینه بهره آن ۰٫۵ است. برداشتی که از نسبت D/E این شرکت می شود این است که ریسک ورشکستگی آن پایین است اما اگر نسبت هزینه بهره این شرکت را نیز در نظر بگیرید، شاید نظرتان تغییر کند. به طور کلی اگر نسبت پوشش هزینه بهره یک شرکت کمتر از یک باشد، یعنی آن شرکت قادر نخواهد بود که تمام بدهی ها و تعهدات مالی خود را با سود عملیاتی (EBIT) دوره فعلی پرداخت کند. در واقع نسبت پوشش هزینه بهره کمتر از یک حاکی از آن است که شرکت در ایفای تعهدات مالی خود با مشکل مواجه است.

کاهش قیمت سهم

یک سرمایه گذار زیرک، باید مراقب افت غیرعادی قیمت سهام نیز باشد. اگر قیمت سهام یک شرکت دائماً در حال کاهش باشد و یک روند نزولی بلند مدت داشته باشد، احتمالاً آن شرکت رو به فناست. مثلاً قیمت سهام شرکت انرون، از ۱۶ ماه قبل از ورشکستگیش شروع به نزول کرد و این افت قیمت آن قدر ادامه یافت تا نهایتاً انرون به فنا رفت و ورشکست شد. اگرچه افت ناگهانی قیمت سهام یک شرکت معمولاً یک سیگنال منفی تلقی می شود اما شاید این افت شدید، بیانگر یک فرصت ارزشمند برای خرید سهمی باشد که به دلایلی غیر از دلایل بنیادی، قیمتش کاهش یافته است. قبل از تصمیم گیری در مورد خرید یا فروش سهام یک شرکت، لازم است سایر عواملی که در ادامه بیان می کنیم را هم بررسی کنید.

اعلام تعدیل منفی سود

سرمایه گذاران باید اطلاعیه تعدیل منفی سود سهام را خیلی خیلی جدی بگیرند. اگرچه ممکن است واکنش بازار نسبت به این خبر بسیار سریع و شدید باشد اما اخیراً بسیاری از مطالعات دانشگاهی که در این حوزه انجام شده است بیان گر آن است که بازار ها معمولاً نسبت به اخبار منفی کمتر از میزانی که باید، واکنش نشان می دهند. در نتیجه  اغلب پس از اعلام خبر تعدیل منفی سود سهام، قیمت سهام به تدریج کاهش خواهد یافت.

معاملات نهانی

معمولاً مدیران و سهام داران اصلی یک شرکت، دارندگان اطلاعات نهانی (Insiders) نامیده می شوند. شرکت ها موظفند، معاملاتی که این اشخاص انجام می دهند را گزارش کنند. با توجه به این که سهامداران و مدیران اصلی یک شرکت، به روزترین و صحیح ترین اطلاعات را در مورد وضعیت فعلی و آتی آن شرکت دارند، بنابراین معاملاتی که توسط این افراد انجام می شود، بسیار حائز اهمیت است. اگر یک دفعه گروهی از سهام داران یا مدیران شرکت اقدام به فروش سهامشان کنند، این امر یک سیگنال منفی تلقی شده و بیان گر آن است که شرکت در آینده با مشکلات جدی مواجه خواهد بود.

استعفا

استعفا یا اخراج ناگهانی مدیران اصلی یا حسابرسان شرکت نیز می تواند یک سیگنال بد تلقی شود. اگرچه استعفای مدیران یک شرکت ممکن است کاملاً عادی باشد و هیچ ربطی به وضعیت بد شرکت نداشته باشد، اما این گونه اتفاقات نیازمند بررسی بیشتر است. تغییر حسابرس نیز معمولاً زمانی اتفاق می افتد که شرکت و حسابرس نتوانند با یکدیگر کنار بیایند و این امر می تواند نشان از وجود مشکلات بنیادی جدی تر، در شرکت باشد. اگر فردی که استعفا می دهد یا اخراج می شود، فرد خوش نامی باشد مثلاً یک مدیر موفق یا یک حسابرس درستکار، آن وقت اوضاع مشکوک تر می شود.

نظارت و رسیدگی کمیته بورس و اوراق بهادر

معمولاً قبل از فروپاشی و ورشکستگی شرکت ها، کمیته بورس و اوراق بهادار تحقیقات رسمی خود را پیرامون عملکرد شرکت انجام می دهد. این امر چیز عجیبی نیست چرا که اغلب شرکت هایی که از قوانین بورسی و حسابداری تخطی می کنند، شرکت هایی هستند که با مشکلات مالی مواجه هستند. در واقع بورس زمانی شروع به تحقیق در مورد یک شرکت خاص می کند که گمان کند آن شرکت قوانین را زیرپا گذاشته است. البته ممکن است پس از انجام بررسی ها و تحقیقات لازم، نهایتاً ثابت شود که این حدس بورس صحیح نبوده و آن شرکت خطایی را مرتکب نشده باشد اما در اکثر مواقع این گونه نیست. بنابراین در حالت کلی تمرکز بورس ها بر یک شرکت خاص و انجام تحقیقات در مورد آن، معمولاً یک سیگنال منفی تلقی می شود.